با وجود آنکه هیات رفتن با بچه کار سختی است و بر خلاف تصورم هر سال سخت تر می شود،الحمدالله خیلی بیشتر از قبل به هیات می رویم.
سال اول با وجود آنکه محمد صدرا کمتر از دو ماه داشت واقعا راحت بود ...آخر شب بود ،شیر میخورد و می خوابید.
سال دوم نیم ساعتی را بیدار بود و محو بچه های اطراف...بعد از یک ربع بهانه گرفتن ،شیر می خورد و می خوابید.
سال سوم اجتماعی تر شده بود .می رفتیم کنار مهد هیات دانشگاه هنر و گاهی با بچه ها بازی میکرد.یک بار هم در هیات دانشگاه شریف مربی مهد شدم که واقعا برای خودم و پسرم سخت بود, باز هم اغلب انتهای مجلس را محمد صدرا خواب بود.
اما امسال کار سخت تر شده است.مهد دانشگاه امام صادق را که نماند.یاد گرفته است با بچه های دیگر سر اسباب بازیهایشان دعوا کند و بلند خواسته هایش را بگوید. برای آنکه دیگران اذیت نشوند اغلب در کتار مادران دیگر می نشینم اما مدیریت روابط بین بچه ها در هیات کار سختی است.
گاهی با محمد صدرا و بچه های مجاورمان گعده ای تشکیل میدهیم و با هم بازی های آرام می کنیم:ماشین بازی،نقاشی ،لگو یا خوردن میوه های وقت گیر...
گاهی محمد صدرا با موبایل بازی می کند و گاهی کتاب می بیند و گاهی سینه می زند.
گاهی وسط روضه علی اصغر شیر نذری می خورد و جگر مرا می سوزاند.
گاهی هم بهانه می گیرد.امسال چون خوابش نمی برد تا آخر مجلس حوصله اش نمی شود که بمانیم و من هم هیچ مجلسی را تا آخر نشسته ام.
می دانم که خدا همه اینها را می بیند... مطمئنم شش ماهه امام حسین اجر صبری که در مقابل گریه های کودکان اطرافم میکنم چند برابر حساب می کند...می دانم که فضای مقدس هیات امام حسین برای کودکم هدیه بزرگی است.میدانم که عشق سید الشهدا را این هیات ها در دل او می کارد و صاحب مجلس هیچ کدام از مهمانهایش را دست خالی بر نمی گرداند ..به خصوص شش ماهه ها و سه ساله ها را
من که با تربت تو کام لبم باز شده / اصل این نوکریم از ازل آغاز شده / مادرم درس غلامی تو ام می آموخت / اولین پیرهن مشکی من را می دوخت / خاطرم هست مرا مجلس روضه می برد / خاطرم هست مرا دست ابالفضل سپرد /خاطرم هست که زنجیر خریدم آقا / پا برهنه شدم و سینه زدم روز عزا
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بعد نوشت:شب عاشورا از فروشگاه هیئت یک پازل خریدم که محمد صدرا دو ساعتی باهاش سرگرم بود...خیلی بیشتر از بازی های موبایل
روز عاشورا محمد صدرا را با تئاتر نی نی بازی راضی به پوشک شدن کردیم و با کالسکه در دسته عزاداری دانشگاه امام صادق شرکت کردیم.