;




مادرانه های من


سبک های تربیتی همه سنی

مشاوری که برای جلسه مادران مهد آورده بودند  سبک های تربیتی چهار گانه اقتدار گرا ،سهل گیر ،مستبد و اغماض کننده  و  فوائد روش اقتدار گرا را تشریح نمود...سپس برگه تستی دادند که والدین خود را بشناسند

بی توجه به اینکه فرزندت چه سنی است و این که منظورشان از تنبیه و تشویق و پاسخ و دلیل و هدایت کودک چیست باید پاسخ میدادی...والدینی که برای همه کارهای خود فرزندان را توجیه میکردند و همواره به جای تنبیه کودک را راهنمایی میکردند  امتیاز اقتدار گرایی داشتند..

به مشاور که اعتراض می کنم که نمی شود برای هم سنین و همه شرایط نسخه اقتدار گرایی آن هم با چنین شیوه های همسانی پیچید ابتدا به نقص تست های روانشناسی کمی اعتراف میکند و کمی بعد هم تقصیر را می اندازد گردن ما که نمره تست برای شما زیادی مهم است مهم مفهوم تست است !

مادری که معتقد است هفت سال اول باید کودک را تا حد ممکن ازاد گذاشت به سهل گیری متهم می شود ...

و در نهایت  نظریه تربیت اسلامی (سه سبک متفاوت در سه هفت سال  ) است که زیر آموزه باید همیشه اقتدارگرا بود خورد می شود .



نوشته شده توسط مادر در شنبه یکم آذر 1393

.:: ::.





درست مثل خدا
زیباترین لحظه های زندگی یک مادر لحظه محبت بچه ها به یکدیگر است و دردناکترینش لحظه کینه و دعوایشان



نوشته شده توسط مادر در یکشنبه یازدهم آبان 1393

.:: ::.





یا عماه! و انا فی من یقتل؟
یا عماه

دستهای کوچک سینه زن پسرانم را به دستان بریده ات میسپارم باشد که جانباز شهید رهت باشند...

 

یا عماه!»عمو جان!«و انا فی من یقتل؟



نوشته شده توسط مادر در سه شنبه ششم آبان 1393

.:: ::.





یک سال اول دو فرزندی را چکونه گذراندید؟

کتاب کلیدهای تربیت کودکان (فرزند دوم پیامدها و راه حلها) را بعد از یک سال مرور میکنم

نکته جالبی در این کتاب نوشته است که حالا کاملا درک میکنم  :عذاب وجدان نداشته باشید که فرزند دوم خود را بیشتر دوست دارید.به زودی او هم آنقدر شما را کلافه خواهد کرد که هر دو را مساوی دوست خواهید داشت.

الحمدالله به واسطه اختلاف سنی مناسب(سه سال و ده ماه ) بسیاری از مشکلات احتمالی گفته شده برای ما نظیر احساس کمبود محبت ،حسادت و ..پیش نیامد .اما حس میکنم اگر اختلاف سنیشان کمتر بود همبازی های خوبی بودند.هفت سال اول سن اختصاصی بازی است و فرزند اولم در این پنج سال عملا همبازی خوبی نداشته است.

آپلود عکس

مهم ترین مسئله دو فرزندی دعوا بین بچه هاست.من معمولا با زبان کودکانه از طرف پسر کوچکم  دل برادر بزرگتر را به دست می آورم .از آن جایی که خودم و همسرم فرزند اول هستیم تمام تلاشمان را کردیم که تا حد امکان جانب بچه اول باشیم ولی گاهی انقدر شدت خشونت بالاست که کنترل خشم بر بچه اول( معروف به ظالم )مشکل است البته پسر دومم چند ماهی هست که مظلوم نمایی رو روز به روز بهتر اجرا میکنه  و بعد از تخریب کامل بازی برادرش منو نگاه میکنه و شروع میکنه به داد زدن .پیشنهاد این کتاب عدم مداخله مگر در شرایط آسیب فیزیکی یا ناسزاگویی است.یک روش موفق جدا کردن بچه ها از هم و عدم اجازه بازی کردن با هم به مدت کوتاه می باشد.(منحصر به فرزندان نیست ،در مورد پسرم و پسر همسایه هم این روش خوب جواب می دهد!)باید به فرزند اول تذکر داد که پدر و مادر بچه هایشان را دوست ندارند و نمی گذارند آسیب ببینند.

نکته مهم وکلیدی مهارت تطابق زمان خواب بچه هاست در غیر این صورت مادر وقت کافی برای تمدد اعصاب و استراحت نخواهد داشت.اصولا مدیریت زمان خواب بچه ها مهارتی فوق العاده کاربردی است که امکان برنامه ریزی برای مادر را فراهم میکند.البته تقریبا هیچ بچه ای را به  زور نمی توان خواباند و باید قلقش را پیدا کرد ولی معمولا زمان خواب بچه ها الگو پذیر است.

نکته آخر این که بر خلاف لباس های نخی خانگی ،لباس های پسرانه دکمه دار(همان پیراهن های مردانه در سایز کوچک) فکر میکنم تا ده بچه هم جواب بدهد!

 



نوشته شده توسط مادر در چهارشنبه شانزدهم مهر 1393

.:: ::.





چرا خدا چنین کرد

یکی از برترین کتاب های کودک که تا به حال دیده ام همین کتاب بوده است.

کتابی که ایده اش حالا یکی از بازی های روزانه ماست و جهت اقناع و هدایت حکیمانه حس کنجکاوی کودکان 4-7 سال عالی است.دائره المعارف حیوانات میخوانیم و بر اطلاعاتش چنین طرح پرسش میکنیم که چرا خدا این طور  آفریده است؟میوه میخوریم در مورد چرایی وجود پوست و گوشت و هسته آن سئوال میکنیم .در مورد محمد مهدی و همه نوزادان ،ناتوانایی هایشان، مسیر رشد و توانمندیشان  و الطاف پنهان الهی و ...

پ.ن 1:پاسخ ها را سعی میکنم احتمالی و با شاید همراه کنم

پ.ن 2 :

آیت الله جوادی :علوم اسلامی زمانی فراهم می شود که اولاً علم رابه حریم هندسه معرفت دینی راه دهیم و چتر دین را بر سر آن بگسترانیم. ثانیاً طبیعت را خلقت ببنیم و میان طبیعت شناسی و الهیات وفاق و آشتی برقرار کنیم و از سیر افقی و فقط در مسیر علم دست برداریم و هرگونه فکر ناب، اندیشه سَرَه، عقل صِرف و رهاورد عالم صائب را موهبت الهی بدانیم که به انسان عطا کرده است.



نوشته شده توسط مادر در چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393

.:: ::.





یا حرز من لا حرز له

پناه برادر را در پناهش بی پناه کردند

ای پناه بی پناهان

سنگدلان نفرین شده وادی کنعان را تا ابد از پناهت محروم کن

خشمت را بر آنان بکوبان

و صبر ، مقاومت و آرامش را به ساکنان به حق این سرزمین عطا فرما



نوشته شده توسط مادر در سه شنبه سی و یکم تیر 1393

.:: ::.





حیات
گاهی حتی انکارش می کنند اما

"پت " ها نشانه اند بر حیات حس رو به تحدید مادری

"پو" تصدیقی است بر ارزش مادری در فطرت انسانهای عصر مدرنیته

و ذرت های دیجیتالی گیم های آشپزی اندروید و IOS بوی خوش مادری می دهند



نوشته شده توسط مادر در یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

.:: ::.





عاشقانه ترین مناجات هستی
خودم و مادران و همه عاشقانه دوستان عالم را توصیه می کنم به صیقل جان و عروج روح در دعای ابوحمزه ثمالی



نوشته شده توسط مادر در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393

.:: ::.





اشتغالات زنانه ضد مادرانه

از نظر من دو شغل ضرورتا زنانه وجود دارد که به شدت ضد مادرانه هستند:

معلمی و پزشکی..شغل هایی با تعهد حضور فوق العاده بالا

در حالی که بارها و بارها در منابر و کتب اسلامی از این دو شغل تمجید کرده اند و زنان را به آن سوق داده اند

 شغل هایی که ضرورتا نیازمند آنهاییم و باید عده ای در آن خدمت کنند اما حال که نیروی انسانی وافر است خدمت مادرانی با فرزند کوچک در این دو شغل ظلم اشکار است

البته استثنائاتی هم وجود دارد (نظیر پزشکان و دبیرانی با ساعات کاری منعطف و محدود ) اما به عینه میان بستگان و دوستان دیده ام که مرخصی گرفتن برای این دو قشر تا چه اندازه مشکل است

معلم هایی را دیده ام که بچه های تبدار را در خانه تنها گذاشته اند چون نمی توانسته اند غیبت کنند.

پزشکانی را دیده ام که 2-3 روز متوالی در هفته از بچه کوچک خود دور هستند و به اقتضای شغل خود که به اعتراف خود پزشکان سوهان لطافت و دلسوزیست ،هیچ عذاب وجدانی نیز ندارند.

و از آن طرف مهندسان بیشماری میشناسم که در خانه پروژه انجام  می دهند .مهندس مکانیکی میشناسم که در خانه در کنار فرزندانش شغل ثابت سابقش( که طراحی با نرم افزار کتیا بوده است )را ادامه می دهد.شغلی که همیشه در تصور سنتی جامعه ضد روحیات لطیف رنانه است مادرانه تر از این دوشغل زنانه عمل کرده است!نمیخواهم از مهندسی مکانیک یا رشته های اینچنینی دفاع کنم چون معتقدم باید رشته ها با روحیات و علایق زنانه نیز همخوانی داشته باشند اما از دفاعیات سنتی فاقد منطق نسبت به دو شغل معلمی و پزشکی به شدت فراریم.دفاعیاتی که در انتخاب شغل برای زنان تنها به نیاز جامعه و عدم اختلاط زن و مرد نگاه می کنند و رسالت وجودی زن در این جهان را در انتخاب شغل او دخیل نمی دانند.

و البته این که من این دو شغل را دوست دارم و کما اینکه چند سال است که به شدت علاقه دارم در یک دبیرستان تدریس کنم اما میدانم که شغل مادری به من اجازه نمی دهد تعهد بدهم هر هفته در ساعت مشخصی در مکان مشخصی باشم.

پ.ن :دوستان از انتقادات وارده متشکرم
لیکن منظور بنده این نیست که اشتغال مفید برای زن اساسا ممکن نیست  
خود من دانشجوی دکتری هستم و اشتغال پروژه محور دارم
شغل های حضوری نیز دیده ام که با مادری سازگار است اما صرفا این پست میگوید در مورد دو شغل پزشکی و معلمی با وجود تقدسشان ونیازمبرم جامعه، لزومی ندارد "مادرانی با فرزند کوچک" اشتغال حضوری داشته باشند مگر آن که امکان انعطاف ساعت حضور وجود داشته باشد.



:: برچسب‌ها: مادر پزشک مادر معلم
نوشته شده توسط مادر در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393

.:: ::.





مادرانه های خانه یابی!
دنبال خانه که می گشتیم معیارهایم با چهار سال پیش زمین تا آسمان فرق کرده بود:

نزدیکی به فضای بازی یا طبیعت

نزدیکی به مسجد

نزدیکی به پیش دبستانی خوب

نزدیکی به مادر یا مادر همسر حفظهما الله

سیستم گرمایش ترجیحا شوفاژ(اکثر آبگرمکن ها آب را با تاخیر گرم می کنند و در نتیجه برای شستن بچه ها آب زیادی تلف می شود و بچه نیز خسته می شود..ضمن آن که بخاری هوای خانه را خشک و پر از منوکسید کربن می کند واحتمال سوزش دست یا پای بچه های زیر دو سال نیز کم نیست و در پایان اینکه در خانه های بخاری دار راحت نمی توان بازی کرد)

نورگیری خوب(در مطب دکتر  پسری را دیدم که به دلیل عدم  آفتاب گیری خانه شان مشکل استخوان داشت که ان شاالله خوب شده باشد)

نداشتن دید دستشویی در پذیرایی(حداقل در حدی که بتوان با رعایت موازین شرعی بتوان شلوار بچه را پوشاند)

نزدیکی دو اتاق خواب به همدیگر برای جداسازی  اتاق خواب بچه ها

داشتن آسانسور یا طبقه اول (در خانه قبلی طی بالا بردن بچه ها از خواب بیدار می شدند و اغلب با گریه شان کل آپارتمان که چه عرض کنم کل کوچه خبردار می شدند و البته طبقه اول برای دو تا پسر اولی و احوط است)

نداشتن همسایه های زیادی قرتی و موزیکال!

پوشش غیر موکت برای از پوشک گرفتن راحت تر( در خانه قبلی سر پروژه پوشک گیری ستون فقراتمان در آمد آنقدر موکت از زیر کمد بیرون کشیدیم!)

و از همه مهمتر داشتن همبازی خوب برای محمد صدرا که برای این مورد آخر اختصاصی هم کلی دعا کردم

خدا را شکر با بودجه متوسطمان توانستیم موردی پیدا کنیم که موارد بالا را پوشش دهد!



نوشته شده توسط مادر در چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393

.:: ::.





.............. مطالب قدیمی‌تر >>

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by madaraneha
This Template By Theme-Designer.Com

منوی اصــــلی -------------------- Menu

دربــــــــــــــاره -------------------- About

18/8/88 خداوند مرا لایق انسان سازی فرشته کوچکی کرد که خود ارمغانی بود برای انسان شدنم.خدایا یاریم ده او را "راضیه مرضیه" به تو برگردانم.
26/6/92 "محمد مهدی " نیز محل ابتلای من شد

دوستـــــــــــان -------------------- Links

آرشـــــــــیو -------------------- Archive

پیشـــــین -------------------- Previous

ابر برچســـــــب -------------------- Tag

دیگر مــــوارد -------------------- Others

امکانات جانبی
theme-designer.com